رهگذر

اینجا جاییه که دلم حرف میزنه و مغزم فقط نگاه میکنه

جام جهانی

۱ ۱

🔴 بلژیک سرگروه G
🟢 ایران 📌
🔴 مصر
🟢 نیوزلند

فکر اینکه همچین قرعه خوبی بهمون افتاد و قلعه نوعی مربی تیم ملیه خیلی آزارم میده 

عه چه خوب:)))

۱ ۰

امان از بچه ها و والدین این دوره

۰ ۱

سر کلاس بودم دو نفر از بچه ها گفتکو میکردن یکیشون حرف بدی زد به اون یکی، منم نگاش کردم و سرمو تکون دادم که خجالت بکشه، رفته خونه به پدر مادرش گفته اقای فلانی به من سر تکون داده جلو بچه ها و من ضایع شدم و از این حرفا!! شب دیدم کلی پیام داره میاد نگاه کردم دیدم مامانشه! کلی پیام و ویس و سروصدا همه رو گوش دادم و کوتاه نوشتم پسرت حتما اشتباه کرده و لازم بوده که بهش تذکر بدم، فردا تشریف بیارید مدرسه صحبت میکنیم و دیگه چیزی ننوشتم و از برنامه اومدم بیرون و که دیدم باز کلی پیام و ویس داره میاد، هیچکدوم رو سین نزدم و رفتم خوابیدم 

فرداش دیدم هر چی ویس و پیام داده پاک کرده، خبری هم ازش نشد دیگه که حتی بیاد مدرسه... 

در کل والدین خیلی رو میدن به بچه ها، بچه ها هم مثل قدیم نیستن... 

پدر و مادر ما سالی یه بار هم نمیومدن تو مدرسه اصلا نمیفهمیدن چیکار میکنیم، مدرسه هم اگه یه وقتی میومدن به معلم میگفتن این بچه در اختیار شما، درس نخوند بزنین 😂

بچه های الانم اینطوری... تعجب میکنم چرا باباش شاکی نشد 😂

سریال امپراطور دریا، داغ بردگی بر پیشانی یوم جانگ

۱ ۰

 

 

یکی از سکانس های تکرار نشدنی و خفن برای من همینه، جایی که گونگ بوک داغ بردگی گذاشت رو پیشونی یوم جانگ و به عنوان برده فرستادش اردوگاه کار،  و چقدر شخصیت خاکستری و منحصربه فردی داشت یوم جانگ، یه ادم بسیار مغرور، غمگین و دوست داشتنی که در طول سریال اصلا ندیدم بخنده... اینجا هم اینقدر غرور داره که حتی از درد و داغ به خودش اجازه فریاد زدن نمیده،،  یکی از نقش ها و کرکترهایی که خیلی منو جذب کرد ایشون بود و واقعا لذت بردم ازش تو این سریال، تکرار نشدنی... 

ازدواج

۱ ۸

این مسئله ازدواجم برای من یه دردسری شده، خدا نکنه یکی عروسی یا عقد کنه دیگه سروصداش تا چند وقت رو سر منه که تو چرا ازدواج نمیکنی 😅 از بقیه اصرار از من انکار و فرار 

بعضی مواقع اینقدر پیله میکنن که دیگه از خونه میرم بیرون 

کاش بفهمن و درک کنن که آدم به وقتش اقدام میکنه، من الان اصلا حوصله ازدواج ندارم 

مردم هم شدن کاسه داغتر از آش، هی میگن چرا بچتون زن نمیگیره 

سرما خوردگی

۱ ۶

هفته قبل کلا به سرما خوردگی گذشت برام، حالم اصلا نرمال نبود و طبق معمول چند روز اول مقاومت کردم و نرفتم دکتر 

بعدش که دیگه دیدم خوب نمیشم و ممکنه ادامه دار بشه و از مدرسه و همه چی بیفتم رفتم دکتر، اونم داروها رو عوض کرد و خداروشکر الان بهترم 

خلاصه این چند روز ضدحال کامل بود و مزه غذا خوردن درست حسابی زیر زبونم مونده 😅 تنها چیزی که در دوره سرما خوردگی حال میده خوابشه:)) 

جاده و حال و هوای خاصش

۲ ۶

این تصویر و این جاده خیلی حال و هوای خاصی بهم میده، آسمونش رنگ ابی اخر روز رو گرفته، نه شبه نه روز و به اصطلاح گرگ و میشی هست، یه جاده خلوت و یه محیط سوت و کور و ماشین و راننده ای که تکی میتازونه... 

جاده ای که هم آرامش پشتشه هم دلتنگی... 

شما تو همچین موقعیتی بودین چه آهنگی پلی میکردین؟ 

سریال سرگرم کننده

۳ ۳

آیا دنبال سریال میگردی؟  ایا از دیدن سریال های کسل کننده بیزار شدی ؟  

الان دو تا سریال بهتون معرفی میکنم که از اول تا آخرش سرگرمی، حوصله ت سر نمیره به هیچ وجه و جفتشونم خیلی قشنگ بودن

حوصله م سر رفته بود گفتم بیام اینجا بهتون سریال معرفی کنم حداقل دعای خیرتون پشت سرم باشه 😄

 

خب سریال اول banshee

سالاد شیرازی

۲ ۴

جالبه من یه عمر سالاد شیرازی رو با سس خوردم و فکر میکردم حتما باید با سس میل بشه 

این پستو داخل توییتر دیدم تعجب کردم 😄

همونجوری که شلغم رو با شکر میخورم (همه بانمک) سالاد شیرازی هم با سس 

خلاصه ترکیبات مختلف رو امتحان کنین 

خدا ببخشه

۲ ۲

یک دانش آموز دارم خیلی اذیت میکرد، منم چون با پدر و مادرش رودربایستی دارم نمیتونستم چیزی بهش بگم، واسه همین آوزدمش پای تخته بهش گفتم از این به بعد تو مبصر کلاسی، هر کی اذیت کرد اسمشو بنویس و اختیار کامل داری حتی برای زدن 🤣😅

خلاصه زنگ تفریح خورد و باز من زنگ بعد با همین کلاس داشتم و ظاهرا اون دانش آموزه حسابی از موقعیتش سوء استفاده کرده بود حتی به سه چهار نفرم پس کله زده بود!!! 😂😂 من رفتم سر کلاس داشتم درس میدادم دیدم همه دارن چپ چپ بهش نگاه میکنن، یکی دوتاشونم متوجه شدم میگفتن بذار زنگ بخوره میکشمت (حالا زنگ آخرم بود) 

خلاصه زنگ خورد و من رفتم سوار ماشین شدم و یه خورده رفتم جلو متوجه شدم همون دانش آموزه که گذاشتمش مبصر جلوئه و ده نفرم دنبالش دارن میدوئن 😅

روز بعد که رفتم سر کلاس دیدم ساکت نشسته سر جاش، بهش گفتم مگه مبصر کلاس نیستی؟ گفت اقا من دیگه نمیخوام مبصر باشم😂 خندم گرفت یه خورده هم دلم براش سوخت 

میدونم کارم اشتباه بوده ولی خب تنها تاکتیکی بود که اون لحظه به ذهنم رسید 😅

درباره من
تگ ها
آخرین نظرات
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
پر بیننده ترین مطالب
مطالب پر بحث تر
آرشیو مطالب
موضوعات
پیوند ها
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان