انسان سه بار متولد میشود

انسان سه‌بار متولد می‌شود

نخست، زمانی که چشم به جهان می‌گشاید و با نگاهی ساده و شفاف، همه‌چیز را زیبا می‌بیند. اما این زندگی، با نخستین زخمِ فریب پایان می‌یابد؛ جایی که می‌فهمد لبخندها همیشه از دل نمی‌آیند، و صداقت همیشه پاداش ندارد.

دومین زندگی زمانی آغاز می‌شود که هنوز در دلَت جرقه‌ای از امید هست،
اما دیگر آن کودکِ ساده‌دلِ دیروز نیستی.
درد را تجربه کرده‌ای، حقیقت را دیده‌ای، و می‌دانی دنیا همیشه منصف نیست. و همین آگاهی آرام‌آرام معصومیتت را خاموش می‌کند،
تا روزی که آن بخش پاک درونت برای همیشه فروغش را از دست بدهد.

و سومین زندگی… همان آخرین است. جایی که دیگر نه چیزی برای باور باقی مانده، نه چیزی برای از دست دادن. آن‌جاست که انسان، پس از همه‌ی تولدها و مرگ‌های درون، در سکوتی بی‌پایان فرو می‌رود و شاید برای نخستین‌بار واقعاً آرام می‌گیرد...

  • سه شنبه ۱۲ آذر ۰۴
الینا تیزرو

چقدر قشنگ بود..البته یجایی تو بخش دومش کمی مخالفم ولی در کل متنش جالب بود

اره خیلی متن سنگین و قشنگیه 
با کدوم قسمتش مخالف بودی؟ 
gorg zakhmi

این زندگی ارزش هیچی نداره 

زندگی رو باید کرد 

واقعا زندگی بی ارزش و کوتاهه کاش تا وقتی هستیم درست زندگی کنیم 
الینا تیزرو

بله بله🥰

قسمتی که میگه بخش معصومیت و پاکی درونت از دست بره..

اهان یه نتیجه گیری کلی کرده، که دنیا آدم ها رو عوض میکنه... 
البته این حرفیه که من خیلی تو دور و اطرافم شنیدم که میگن باید تو این دوره زمونه گرگ باشی:) پاکی و معصومیت به کار نمیاد، البته اینم زیاده رویه بنظر من 
الینا تیزرو

اره البته استعاره طوری حرف زده

بله منم شنیدم :) ببین گرگ بودن مثلا اینکه تو کارای خودت زرنگ و فرز باشی ، زود اعتماد نکنی و زود سفره دلت رو پیش هرکسی پهن نکنی جوابه ولی مولا با سیاست رفتار کردن و نقاب داشتن رو گرگ بودن میگن که خودم قبولش ندارم اصلا و موافقم زیاده رویه

کاملا موافقم، من همیشه میگم خیلیا زرنگی رو با نامرد بازی قاطی کردن، بارها شاهد همچین چیزی بودم، حتی از طرف اشناها... 
جالبه طرف فکر میکرد سر منو کلاه گذاشته و یه وسیله رو گرون انداخته به من و چند جا هم رفته بود تعریف کرده بود 
حالا جالب اینجاس من قبل اینکه بخرم قیمتشو در آوردم و از قیمت اصلی هم ارزون تر خریدمش (فکر میکردم طرف رو حساب آشنایی داره بهم لطف میکنه، کلی هم تشکر کردم)  حالا نگو طرف از قیمت ها خبر نداشته و فکر میکرده انداخته به من... 
من رو اون معامله هیچ ضرری نکردم، حتی سود هم کردم چون همون لپ تاپ رو بعدش با بالا رفتن دلار و اینا گرونتر فروختم چند ماه بعد 
ولی خب خیلی ناراحت شدم و بهم برخورد که آشنای نزدیک که من فکر میکردم داره بهم لطف میکنه همچین قصدی داشته... 
اعتماد کردن واقعا اشتباهه... بعدا همه جا میگفتن فلانی میخواسته سر من کلاه بذاره سر خودش کلاه رفته:)) 
gorg zakhmi
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

بستگی داره زندگی خوبو تو چ ببینی 

**** *** *** * **** * ** *** نکنم اروم نمیشم عادت کردم بهش 

درسته 
اوکی موفق باشی
الینا تیزرو

وای کاملا موافقممم

اخ اخ ، واقعیت خوشحال شدم که مطلع بودی از قیمت ها و تاسف خوردم برای آشنای گرامی ، کاملا میفهمم چه حس بدیه خوبه ابنطور شد میگه هر چه کنی به خود کنی..😂🤭

اره دیگه خلاصه اینطور، البته بعدش به گوشش رسوندم... 
الینا تیزرو

خوب کردی😁

😁😁
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan